فهرست
حضرت بهاءالله (لوح مقصود)
در دیانت بهائی، انسان مظهر قدرت آفرینش خداوند است؛ موجودی والا با ظرفیتهایی بیانتها برای رشد و تعالی در عوالم الهی.
اگر بر قدر و مقام خویش آگاه گردد، به خدا نزدیک شود و جز به اخلاق نیکو و کردار شایسته دل نسپارد.
دین آمده تا این گوهر درونی را از غبار نفسانی پاک کند، تا نور وجود انسان، جهان را روشن سازد.
پیامبران الهی در هر عصر ظاهر شدهاند تا انسان را از خواب غفلت بیدار کنند و او را به حقیقت والای وجود خویش آگاه سازند. مقصود آنان تنها آوردن آیینی تازه یا مجموعهای از احکام ظاهری نبوده است؛ بلکه آمدهاند تا دلها را پاک، اندیشهها را روشن، اخلاق را زنده و جامعهٔ انسانی را به سوی عدالت، محبت و کمال رهنمون شوند.
هر ظهور الهی، مانند بهاری تازه است که زمین جانها را زنده میکند. با آمدن هر پیامبر، نیرویی نو در عالم دمیده میشود؛ نیرویی که انسان را از خودخواهی به خدمت، از جدایی به یگانگی، و از تاریکی جهل به روشنایی معرفت دعوت میکند.
حضرت بهاءالله در کتاب دریای دانش میفرمایند:
“مقصود از کتابهای آسمانی و آیات الهی، آنکه مردمان به راستی و دانایی تربیت شوند، که سبب راحت خود و بندگان گردند. هر امری که قلب را راحت نماید، و بر بزرگی انسان بیفزاید، و ناس را راضی دارد، مقبول خواهد بود. مقام انسان بلند است، اگر به انسانیت مُزَیَّن؛ والا، پستتر از جمیع مخلوقات مشاهده میشود.”
حضرت عبدالبهاء میفرمایند:
“دیانت الهیّه واحد است، و جمیع انبیاء مظاهر فیض ربّانیاند و مربّیان عالم انسانی. اختلاف تعالیم ایشان، در فروع و مناسبات زمان است، نه در اصول و مبادی. مقصد جمیع، تهذیب اخلاق، وحدت عالم انسانی، و ترقّی بنیآدم بوده است.”
اگر حقیقت دین یکی است، چرا ادیان مختلف پدید آمدهاند؟ پاسخ را باید در رشد تدریجی بشر جستوجو کرد. انسان در طول تاریخ، مانند کودکی که مرحلهبهمرحله آموزش میبیند، به هدایتهای تازه و متناسب با ظرفیت هر دوران نیاز داشته است. از این رو، پیامبران الهی در زمانهای گوناگون ظاهر شدهاند تا همان حقیقت واحد را به زبان و شکلی مناسب با نیازهای مردم آن عصر بیان کنند.
اختلاف ادیان در اصل و حقیقت نیست؛ در احکام اجتماعی، قالبهای ظاهری و نیازهای زمانه است. همانگونه که داروی هر بیماری و برنامهٔ هر دورهٔ آموزشی یکسان نیست، تعالیم اجتماعی ادیان نیز بر حسب شرایط بشر تغییر کرده است. اما روح دین همواره ثابت مانده است: ایمان به خدا، تهذیب اخلاق، محبت، عدالت، خدمت و نزدیکساختن دلهای انسانها به یکدیگر.
در تعالیم بهائی همگان توصیه شده اند به دل و جان در ایجاد اتحاد و دوستی بکوشند. یگانگی نوع انسان به معنای تحمیل یکنواختی نیست و آثار بهائی بر اصل وحدت در عین تنوع تأکید مینمایند.
انسانها اگر چه از نژاد، قوم و فرهنگهای متفاوت هستند ولی همه بندگان و مخلوق یک خدای واحد و ماهیت انسانی مشترکی دارند. کثرت و تنوع خانوادۀ بشری باید سبب محبت و الفت جاودانه باشد مانند یک قطعۀ موسیقی که در آن نُتهای مختلف کنار هم قرار میگیرند و آهنگی گوشنواز پدید میآورند.
حضرت بهاءالله در کتاب کلمات مکنونه میفرمایند:
“ای دوستان، سراپرده یگانگی بلند شد؛ به چشم بیگانگان یکدیگر را مبینید. همه بار یک دارید و برگ یک شاخسار.”
اصولی برای ساختن جهانی متّحد و سرشار از عدالت که ضامن سعادت بنی آدم در پرتوی تعالیم الهی است.
تعصبات، ریشه بسیاری از مشکلات و جنگهای تاریخ بوده و هستند. ترک آنها راهی به سوی صلح و همکاری است.
دین باید پیوند دهنده دلها باشد. اگر دین موجب جنگ، نفرت یا جدایی شود، از هدف خود دور شده است.
زن و مرد در کرامت انسانی، حق آموزش، رشد، مشارکت اجتماعی و مسئولیت ساختن تمدن، برابر و مکمل یکدیگرند.
پیامبران الهی همگی از یک سرچشمه آمدهاند و هدفشان هدایت انسان به سوی خدا، اخلاق، محبت و عدالت بوده است.
فیض و نیروی حیاتبخش الهی که از طریق پیامبران بر عالم انسانی میتابد و تجدید حیات معنوی به آن نیازمند است.
همه انسانها اعضای یک خانواده بزرگاند. رنگ، نژاد، ملیت و فرهنگ نباید مانعی برای محبت و همکاری بین انسانها باشد.
برای ایجاد تفاهم جهانی، نیاز است زبان و خطی مشترک انتخاب شود تا مردم جهان بتوانند راحتتر با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.
صلح عمومی نخستین گام در مسیر پیشرفت و تعالی بشر است؛ که تا محقق نشود ملتها روی آرامش نخواهند دید.
دین باید مطابق علم و عقل باشد، چرا که حقیقت نمیتواند در تضاد با عقل قرار گیرد و خرافات جایی در دین ندارد.
نظام اقتصادی باید بر پایه عدالت و همدلی باشد، تا فقر مفرط و ثروت افراطی از میان برود.
هر فرد باید خود حقیقت را جستوجو کند، نه آنکه کورکورانه از سنتها و اعتقادات گذشتگان پیروی کند.
آموزش حق همگان است. هیچ جامعهای بدون تربیت و آموزش عمومی، نمیتواند به رشد و عدالت دست یابد.
ایران وقتی بهشت برین بود و آئینی نازنین داشت، اهالی ایران سردفتر علم و عرفان بودند و دانایان ایران مربّی و معلّم نوع انسان. عزّتش پایدار بود و صیت [شهرت،آوازه] عظمتش جهانگیر. اخلاقش فضائل عالم انسانی و اطوارش کمالات رحمانی. ولی افسوس که آن روشنائی رو به تاریکی نهاد و اهل ایران با یکدیگر در آویختند تا به طوائف دیگر آمیختند. خاک ایران جولانگاه بیگانگان شد و ملل شرق و غرب هجوم کردند و بنیان قدیم ایرانیان به تزلزل آمد و بنیاد بر افتاد. آن بهشت برین گلخن غمگین گشت و آن افق روشن به ابرهای تیره متواری شد. منتخباتی از مکاتیب حضرت عبدالبهاء، جلد چهارم
حال حضرت پروردگار نظر عنایت فرمود و شاهد موهبت آسمانی در خطّه ایران جلوه نمود، شمس حقیقت طلوع کرد و پرتو عنایت بر آن کشور انداخت و تعالیم آسمانی انتشار یافت و آئینی رحمانی به میان آمد…ولی افسوس که هنوز اکثر ایرانیان در خوابند و از این موهبت کبری بی خبر و بیزار. صاحب خانه به درب خانه آمده ولی اهل خانه در را بربستند. آشنا را بیگانه انگاشتند و یار را اغیار دانستند… ولی امیّد چنان است که شعاع شمس حقیقت این ابر غفلت را متلاشی نماید و افق ایران روشنی به آفاق بخشد، یاران بیدار گردند و ایرانیان هوشیار شوند. منتخباتی از مکاتیب حضرت عبدالبهاء، جلد چهارم
مستقبل ایران در غایت شکوه و عظمت و بزرگواری است، زیرا موطن جمال مبارک است. جمیع اقالیم عالم توجه و نظر احترام به ایران خواهند نمود و یقین بدانید که چنان ترقی نماید که انظار جمیع اعاظم و دانایان عالم حیران ماند. امر و خلق جلد چهارم
حضرت عبدالبهاء میفرمایند:
انسان را عزّت و بزرگواری به پاکی و راستی و خیرخواهی و عفّت و استقامت است نه به زخارف و ثروت،
اگر نفسی موفّق بر آن گردد که خدمتی بعالم انسانی، علیالخصوص ایران نماید، سرور سروران است و عزیزترین بزرگان.
این است غنای عظیم و این است گنج روان و این است ثروت بیپایان.الواح و خطابات حضرت عبدالبهاء
حضرت بهاءالله، بنیانگذار دیانت بهائی، در طول حیات خود آثار متعددی را به رشته تحریر درآوردند که هر یک به جنبههای مختلف تعالیم الهی و نیازهای معنوی و اجتماعی بشر میپردازد. این آثار را میتوان به دستههای زیر تقسیم کرد:
۱. کتابهای احکام و قوانین: مهمترین آنها کتاب اقدس است که بهعنوان «کتاب مستطاب اقدس» شناخته میشود و مجموعهای از احکام و قوانین دیانت بهائی را در بر دارد.
۲. آثار اعتقادی و تفسیری: مانند کتاب ایقان، که به توضیح حقیقت وحی الهی، مفهوم ظهور پیامبران، و تفسیر آیات آسمانی میپردازد.
۳. نوشتههای عرفانی و اخلاقی: از جمله کلمات مکنونه که مجموعهای از نصایح و آموزههای اخلاقی و عرفانی است.
۴. الواح و نامهها: حضرت بهاءالله الواح متعددی را خطاب به افراد، جوامع و رهبران جهان نگاشتهاند که به موضوعات متنوعی مانند صلح جهانی، عدالت اجتماعی و وحدت عالم انسانی میپردازد.
۵. دعاها و مناجاتها: که شامل نجوای عاشقانه با خدا، راز و نیازهای فردی، و درخواستهای جمعی برای هدایت، شفا، آرامش و توفیق میشود. برخی از این مناجاتها به صورت عمومی و برخی مخصوص زمانها، رویدادها یا حالات خاص نگاشته شدهاند.
دیانت بهائی یکی از ادیان الهی جهانی است که در قرن ۱۹ میلادی توسط حضرت بهاءالله در ایران پایهگذاری شد. این آئین بر اصولی همچون وحدت نوع انسان، صلح جهانی، یگانگی ادیان، برابری زن و مرد، و هماهنگی علم و دین تأکید دارد و هدف آن کمک به پیشرفت روحانی و اجتماعی بشریت است.
بهائی کسی است که به پیام الهی حضرت بهاءالله ایمان دارد و در زندگی روزانه تلاش میکند تعالیم او را به کار ببندد. بهائی بودن تنها به نام نیست، بلکه در کردار و اخلاق جلوه میکند. حضرت عبدالبهاء میفرمایند:
بهائی کسی است که عشق، خدمت، صداقت، فروتنی و همزیستی مسالمتآمیز را سرلوحهٔ زندگی خود قرار میدهد.
بهاییها را شاید نتوان از ظاهر تشخیص داد، اما سبک زندگی، اخلاق فردی و رفتار اجتماعیشان، آنان را از دیگران متمایز میسازد. آنان میکوشند در زندگی روزمره خود، اصولی مانند صداقت، مهربانی، فروتنی، روحیه خدمت، پرهیز از تعصب، و احترام به همه انسانها را بهطور عملی بهکار گیرند.
بهاییها معتقدند که تغییر و پیشرفت جامعه از فرد آغاز میشود، از همینرو تلاش میکنند در خانواده، محله و اجتماع خود، منشأ خیر و محبت باشند. آنان به جای ستیز و قضاوت، بر گفتوگوی سازنده، درک متقابل و وحدت در عین تنوع تأکید دارند.
بهاییبودن بهمعنای پایبندی به ارزشهایی است که کرامت انسان را حفظ کرده، بذر محبت و عدالت را در جامعه میکارد.
در دیانت بهائی، بهایی شدن نه با تشریفات ظاهری، بلکه با دگرگونی درونی و آگاهانه آغاز میشود. هیچ آییننامه، مراسم مذهبی، یا گفتن جملهای خاص برای ورود به این دیانت لازم نیست. بهایی شدن، تصمیمی است که در قلب انسان گرفته میشود در نقطهای که روح، حقیقت را میپذیرد و به آن عشق میورزد.
بهایی بودن بهمعنای تلاش روزانه برای زیستن بر پایهی اصولی چون صداقت، محبت، خدمت به نوع بشر، جستوجوی حقیقت، پرهیز از تعصب، و کوشش برای بهبود دنیا است.
هر فردی که قلباً به پیام حضرت بهاءالله ایمان بیاورد و بخواهد در پرتو تعالیم او به انسانی والاتر تبدیل شود، بهایی محسوب میشود. از همان لحظه که شخصی احساس کند این تعالیم، راهی روشن به سوی حقیقت، عدالت، و وحدت جهانی است، راه خود را به سوی این ایمان گشوده است.
دیانت بهائی، دعوتی به دگرگونی درون است دعوتی برای آنکه انسان، آئینهای از صفات الهی گردد.
دیانت بهائی دینی مستقل، جهانی و نوین است و نه شاخهای از اسلام یا فرقهای از مذهب تشیع. همانگونه که اسلام پس از مسیحیت ظهور کرد و در عین تأیید پیامبران و کتب پیشین، خود دینی تازه با رسالتی مستقل بود، دیانت بهائی نیز با تأیید ادیان گذشته، بهویژه اسلام، پیامی نو برای دوران تازهای از رشد و بلوغ بشریت به ارمغان آورده است.
حضرت بهاءالله، بنیانگذار این آئین، با اعلان رسالت خویش و ارائه تعالیمی نوین، چشماندازی تازه در برابر نوع انسان گشودند. پیام ایشان پاسخگوی نیازهای روحانی و اجتماعی عصر حاضر است و اصولی چون وحدت عالم انسانی، هماهنگی علم و دین، تساوی حقوق زن و مرد، و جستجوی حقیقت، گواهی بر ویژگیهای منحصربهفرد این دیانت در میان ادیان جهان است.